نمیدونم چرا؟
به مقدار زیاد و متنابهی "کلافه"ام امروز!

به مقدار زیاد و متنابهی "کلافه"ام امروز!

این کتاب رو از تازههای کتابخونه برداشتم ازش اطلاعاتی نداشتم ولی از اسمش و متن پشتش خوشم اومد . از اون رمانهاییه که خیلی راحت باهاش همراه شدم چیزی که بیشتر از همه برام جذاب بود لحن روايتش بود، خشک، منطقی و در عین حال بامزه! باید لحنش رو درک کنی تا بتونی ارتباط برقرار کنی. انگار دنیا رو از چشم یه آدم "نوب" می بینی که همه چیز رو با فرمول و برنامه تحلیل میکنه و همین باعث میشه موقعیت های خیلی خنده داری رو تو روابط انسانی شکل بده.

داستان درباره ی "دان" استاد ژنتیکیه که تصمیم میگیره با یک پرسشنامه ی دقیق همسر مناسبش رو پیدا کنه. اما ورود "رزی" همه ی برنامه هاش رو به هم می ریزه و کم کم بهش یاد میده که زندگی همیشه قرار نیست طبق الگوریتم پیش بره. نویسنده استرالیایی هست و داستان هم تو استرالیاست.
کتاب ۳۲۰ صفحه هست و من نسبتا سریع خوندمش چون قلمش روانه و کنجکاوت میکنه ببینی آخرش چی میشه اگر دنبال یه رمان با سبک متفاوت ،بامزه و در عین حال یجورایی عشقی و دوست داشتنی هستید به نظرم ارزش خوندن داره.
بعد این کتاب دو جلد دیگه هم در ادامه این قصه اومده که من نخوندم.
۱. تاثیر رزی (جلد دوم)
که داستان زندگی دان و رزی رو بعد از ازدواج دنبال می کنه، زمانی که با خبر بارداری رزی، دان تلاش می کنه با همون منطق و برنامه ریزی همیشگی برای پدر شدن آماده بشه و طبیعتاً ماجراهای بامزه ای پیش میاد.
۲. نتیجه رزی (جلد سوم)
که تو این جلد دان و رزی پسری به نام هادسون دارند و داستان بیشتر حول چالش های فرزندپروری مدرسه و تفاوت های فردی می چرخه.
شماها این کتاب رو خوندید؟
تجربه خوابیدن تو مکانی که از شب، چند تا مگس تو محل بودن😒😒😒😒
۵ صبح : وییییییییییییییززززززززززززززززز تو گوش و چشم چالت🪰🪰🪰🪰🪰🪰🪰
پیرو پست قبلی که گفتم دلم برای یکی تنگ شده که نمیدونم کیه! شاید براتون عجیب باشه یا شاید فکر کنید یه چیزشعری نوشته!🫢 ولی واقعیت اینه گاهی آدم دلش برای اون حالی که یه زمانهایی داشته تنگ میشه... 😌
یه زمانی که با یکی بوده که شایدم خود اون شخص هم خیلییی مهم نبوده که کی بوده برای همون اصلا خیلی تو ذهنت نیست که کی بوده!
ولی ، ولی ، ولیییی اون حال رو یادته .. اون حال خوش و سرمستی که مثلا یه روز داشتی .. از صبح تا شب انگار "های" بودی و رو ابرها بودی.. و دلت نمیخواسته اون روز تموم بشه!

من ازین روزها تو زندگیم واقعا یه مقدار قابل توجهی داشتم و الان واقعا دلم تنگ شده😗مییخوواااااام😝
الانم آهنگشو 👇🏻 میذارم میرقصم تا کائنات جواب بده💃🏻😆
دلم برای ینفری که نمیدونم کیه ، تنگ شده!
😒
قدیم میگفتن سن که رسید به پنجاه، فشار میاد به چند جا!!! ولی الان به سن نیست!
این روزها که تهران از خونه بیرون میرم حس میکنم همه آدمهای پشت رل تو خیابون شبیه این عکسه هستن! فشار از شونصد جا داره میره توشون!!!😅 تاثیراتش هم بشدت تو رانندگیشون نمایان شده!

انگار رفتی تو جنگل بین ساکنین جنگل (🦁🦊🐅🫎🦓🐘🦛🦒🐎) اکستازی پخش کردی🤯
به همهء این فشارها یه عامل گرما هم اضافه کنی دیگه فشار از چند جا رد میکنه و بوووم 🤦🏻♀️😂
پینوشت: اسم این بازی تو عکسم "بوم" هست! بامزست! برای دورهمیا
خواستم یه فخری هم بفروشم با اولین محصول خیارم! یه تنه مرزهای کشاورزی رو دارم جابجا میکنم😂

همیشه اولینبارها یه لذت مضاعفی داره! قبول دارید؟
بقول سهراب که گفته: زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گَس تابستان است!
من باید بگم : زندگی صدای خارتِ اولین خیار، در دهان تُرد باغچه است🤣
با ورود به تهران تازه فهمیدم جهنم چه و چگونه است🥵 هر وقت میام ، بیش از پیش مطمئن میشم که چه تصمیم خوبی گرفتم که ازش برم.
چرا این شهر اینقد مزخرفه! هوا، زمین و تکتک اِلمانهاش حس بد میده😭
درست خوندی شک نکن😄 این اسم یک نوشیدنی خوشمزه تابستونیه!
"S*e.x on the beach"
سوال مهم اینه که: کی و چرا این اسم رو برای این کوکتل گذاشتن😝 احتمالاً میخواستن قبل از اولین جرعه، نصف کار رو با اسمش در بیارن😁. واقعیت اینه که اسمش از خود نوشیدنی جنجالیتره، چون مزهش بیشتر شبیه یه غروب تابستونی شیرین و میوهایه و اونقد هم پرشور و حرارت نیست🤭
حالا شب جمعهای من خیلی دلم هوای غربت و کوکتل و لب دریا کرده بود بعد یهو یادم افتاد یجورایی مواد اینو دارم پاشم درست کنم ، حالا لب ساحل که نه ولی دلهارو ببریم لب ساحل🤣

نسخهی کلاسیک Se.. on the Beach با ودکا، شِناپس هلو (Peach Schnapps)، آب پرتقال و آب کرنبری درست میشه. ولی من پرتقال، هلو داشتم و آب آلبالو پس رفتم تو کارش... همه اینا بدون الکل هم یه اسموتی خوشمزه به ما میده.
اینجوری درست میشه؟
مواد لازم
۱ عدد هلوی رسیده
۱۰۰ میلیلیتر آب آلبالو
۴۵ میلیلیتر ودکا (استغفرالله)
آب یک پرتقال
کمی آب گازدار
یخ فراوون
هلو، آب پرتقال، ودکا (البته اینو فقط خارجیا بریزن) و یخ رو داخل مخلوطکن میریزیم تا حالت اسلاش پیدا کنه.
ته لیوان آب آلبالو رو میریزیم ، بعد خیلی آروم مخلوط هلو رو روش اضافه میشه. چون آب آلبالو چگالتره، پایین میمونه و اون افکت دو رنگ خوشگل شکل میگیره. آخرش هم یه کم آب گازدار اضافه میکنی و روی کاناپه دلها رو میبریم ساحل😆 ساحلش با نوشیدنی بقیه اش با شما😁
با دیدن این چند تا کلمه تو متن:
راجب🤬 >>>>>>>>> راجع به✅️
ماکارانی🤕>>>>>>>>> ماکارونی✅️
سری😩>>>>>>>>> سریع✅️
درس🤦🏻♀️>>>>>>>>> درست✅️
الان همینا یادم میاد ولی بیشترم هستن🤷🏻♀️🙄 از "راجب" نگم که دیگه انگار فرم صحیحش کلا فراموش شده🥲
بعد مدتها که کتاب نمیخرم ، مصمم شدم یه کتاب بخرم چون واقعا مرجعطوره و بدردم میخوره.
رفتم تو سایتها گشتم دیدم قیمتش ۱۶۰۰ هست ولی یجاهایی تخفیف زدن ، از سایت ایدهبوک سفارش دادم بعد دیدم من که دارم پول پست میدم بذار یه چرخی بزنم شاید یچیز دیگه هم خریدم خلاصه یه کتاب دیگه هم باز مربوط به گیاهان ایران انتخاب کردم و خرید رو تکمیل کردم.
دیروز بعد ۴ روز دیدم بالاخره پیامک ارسالش اومد خوشحال شدم، یه ساعت نشده بود پیامک اومد که یکی از آیتمهای سفارش شما لغو شده !😠
رفتم تو سایت دیدم دقیقا همون کتابی رو که من میخواستم لغو کردن و اون یکی رو ارسال کردن!
بعدم پشتیبانی خیلی راحت گفت تموم کرده بودیم و شماره کارت گرفت و پول کتاب رو پس داد ! 😐
حالا سوال من اینه، شما ۴ روز وقت داشتید ب من بگید کتاب ناموجوده! بعد برداشتید یکی رو ارسال کردید بعد از ارسال زدید که یکیش رو نداریم! 🙄
آیا نباید به من حق انتخاب میدادن که کل سفارش رو لغو کنم؟ 🤷🏻♀️
دیروز رفتم از یه سایت دیگه دوباره کتاب رو خریدم و اتفاقا یه کتاب دیگه هم که میخواستم یه مدته داشتن و کد تخفیف تابستونی هم داشت تازه ولی اینجوری فقط پول دو بار پست تو پاچم رفت!!!🤬 کاش از اول این سایت رو پیدا کرده بودم.
بقول دوستم دیروز میگفت نه خیلی بازار کتابفروشی داغه اینجوری هم رفتار میکنن که دیگه عمرا بری ازشون خرید کنی.💯
شما ازین تجربههای لاشیبازی فروشگاهای آنلاین داشتید؟
حالا کتاب چی هست،از اون گردش علمی قارچ ها ، متوجه شدم که آقای دکتر یه کتاب هم نوشته با نام "قارچ های ایران" و اومده ۹۰ درصد قارچهای جنگلهای ایران رو داخلش معرفی کرده موقع تور هم دستشون بود و هر قارچی پیدا میکردن میرفتن صفحهشو تو کتاب پیدا میکردن، خوشم اومد گفتم برای همیشه بدرد میخوره !🍄
ولی اگه اینترنت قطع بشه و باعث بشه بازم مخاطب اینجا زیاد بشه و یکم وبلاگم شلوغ بشه ، من خوشحال میشم😈😄
جمعه فرصتی شد که در یک گردش علمی قارچشناسی شرکت کنیم، بلی قارچ😁🍄! هر بار که وارد جنگل میشم، بیشتر مطمئن میشم که چیزی که ما میبینیم فقط بخش کوچیکی از زندگی اونجاست، دنیای واقعی، زیر لایهای از برگهای پوسیده و داخل خاک جریان داره🥰

برخلاف تصور خیلیها، قارچها نه گیاه هستن و نه جانور. اونها قلمروی مستقل خودشون رو دارن و از نظر تکاملی حتی به حیوانات نزدیکتر از گیاهان هستن. 😯چیزی که ما روی سطح زمین میبینیم، در واقع فقط اندام بارده قارچه، یعنی بزرگوار یه دسته دراز تولید کرده فقط برای پخش اسپور و ما اون دسته رو میبینیم و میگیم چه قشنگ🤣 خوراکیه؟؟؟؟ این دسته مثل سیبی که روی یک درخته فقط اندام تولید مثله.😁 بخش اصلی قارچها ، شبکهای از رشتههای بسیار ظریف به نام میسلیومه که میتونه مترها یا حتی کیلومترها زیر خاک گسترش پیدا کنه و هیچ محدودیتی در رشد نداره😯

یکی از جذابترین بخشهای این گردش، پیدا کردن گونههایی بود که هر کدوم نقش متفاوتی در اکوسیستم داشتن. بعضیها روی چوبهای مرده رشد میکردن و با تجزیه لیگنین و سلولز، چوب رو دوباره به خاک حاصلخیز تبدیل میکردن. اگر این تجزیهکنندههای قدرتمند نبودن، جنگلها به مرور زیر کوهی از چوبهای خشک دفن میشدن.
از طرف دیگه، بسیاری از قارچهای جنگلی با ریشه درختان رابطهای به نام مایکوریزا برقرار میکنن؛ یک همزیستی شگفتانگیز که در اون قارچ جذب آب و مواد معدنی مثل فسفر رو برای درخت راحتتر میکنه و در مقابل، قندهای تولیدشده در فتوسنتز رو از درخت دریافت میکنه. قشنگ رابطه بده ، بستون برقراره! به همین دلیل، سلامت خیلی از جنگلها به همین شبکههای زیرزمینی وابسته است.

شاید جالب باشه بدونید که بعضی دانشمندها به این شبکههای میسلیومی لقب «وود واید وب» (Wood Wide Web) یا «اینترنت جنگل» رو دادن، چون میتونن بین ریشه گیاهان مختلف ارتباط برقرار کنن و در انتقال مواد غذایی و حتی برخی پیامهای شیمیایی نقش داشته باشن.

این گردش برای من فقط پیدا کردن قارچهای جدید نبود؛ بیشتر یادآوری این بود که جنگل، یک موجود زنده و بههمپیوسته است. هر قارچی که روی یک تنه پوسیده میبینیم یا از میان خزهها بیرون زده، بخشی از چرخهای چند میلیون ساله است که بدون آن، جنگل به شکلی که امروز میشناسیم و حتی کره زمین وجود نداشت.
اگر به جنگل میروید، کمی آهستهتر قارچهامشغول کارند🥰🍄
بالاخره وقتی نیچه گریست رو تموم کردم، البته باید بگم که بیشتر جون کندم تا تموم بشه🥲 اینم ازون کتابهایی که هر طرف رو بگردونی اسمش رو میبینی ، اما نفهمیدم ، چرا؟؟؟؟🤷🏻♀️
شما این کتاب رو خوندید؟ یا در مورد اروین یالوم چه نظری دارید؟
بنظر من کتاب واقعا بیدلیل طولانی بود، همین حرفها رو میشد نهایتا تو ۲۰۰، ۲۵۰ صفحه گفت ولی یالوم ترجیح داده بود هی کِش بده تا نزدیک ۵۰۰ صفحه و دور خودش بچرخه و یه مفهوم رو به اشکال مختلف ۶۰ بار تکرار کنه! شاید خیلیها بپسندند ولی برای من وقتی یچیزی هی تکرار بشه ، بیشتر دافعه داره تا بخواد تأثیرگذار باشه!

کلا بنظرم دستمایهء تمام کتابهای اروین یالوم تقریبا یچیزه! یعنی هر کتابش رو که میخونی انگار داری همون حرفهای قبلی رو میخونی تو شخصیت و داستانهای متفاوت که این برای من بشدت خسته کننده است و باعث میشه دیگه پرونده "اروین یالوم" برام بسته بشه!
یه پینوشت هم در مورد خود نیچه: حالا درسته فیلسوف بزرگی بوده و همه میگن نابغه بوده و فلان ولی این چیزی از نظریات زنستیزانهاش و حتی ترسش از زنها کم نمیکنه! لامصب تو هر اثری هم که اسمش میاد این حس زن ستیزانهاش هم کنارش میاد! تازه جناب فیلسوف با نصف کرهء زمین مشکل شخصی داشته 😂😂 البته بهش حق میدم منم میگرن دارم و گاهی باعث میشه با همه کرهء زمین مشکل شخصی پیدا کنم!