کوبا!!

از اونجایی که خوندن سفرنامهء مقاصد کمتر رفته شده همیشه جذاب‌تره، در راستای خوندن سری کتابهای "منصور ضابطیان " چشمم خورد به سفرنامه کوبا و زود،تند،سریع از کتابخونه گرفتمش. 

اول از همه باید بگم برام جالب بود که بدونم چرا اسمش رو گذاشته "سباستین " که بعد از خوندن چند صفحه متوجه شدم خانم میزبانش در هاوانا که فقط بلد بوده اسپانیایی حرف بزنه از روی پاسپورتش zabetian رو سباستین خونده و تا اخر یکماه سفرش دیگه همه سباستین صداش میکردن چون انگار خیلی راحتتر بوده تا بگن منصور😁

کتاب جالبی بود .. آدم یجاهاییش شاخ در میورد از چیزهایی که تو کوبا دیده بود و سطح زندگی اونجا.. بنظرم خوندنش اصلا خالی از لطف نیست من تو دو روز خوندمش و واقعا یچیزاییش بشدت تو ذهنم مونده.

سفر...

برای منی که خودم عاشق سفر بودم و یجورایی هستم و به نسبت میشه گفت زیاد هم سفر کردم چه خارجی چه ایرانی، خوندن سفرنامه خیلی لذت‌بخشه..  مخصوصا که سفرنامه به زبان خودمونی باشه و از زوایای جدیدی به یه مقصد نگاه کنه .. 

چند سال پیش از "منصور ضابطیان" سفرنامه مراکشش رو خونده بودم بنام "چای نعناع" که خیلی دوست داشتم و کل کتاب رو تو چند ساعت خوندمش.

"مارک وَ پُلو" و "مارک دو پلو" مجموعه ای از سفرنامه‌های چندین کشوره، که از چای نعناع قدیمی‌ترن   و "استامبولی" سفرنامه یه سفر چند روزه به استانبول، درست بلافاصله بعد کروناست. 

من اصلا خیال نداشتم استامبولی رو بخونم چون حس میکردم برای منی که ۱۴ بار رفتم استانبول احتمالا چیز جذابی نداره ولی چون کتابخونه این ۳ تا کتاب رو داشت دیگه گرفتمش. و خب باید بگم تو یه روز خوندمش و واقعا از زاویه دید دیگه ای استانبول رو دیدم و دوست داشتم. اون دو تا کتاب هم خیلی سریع خوندم. احتمالا هم بخاطر اینکه عاشق سفرم و هم اینکه روان و خوب نوشته شدن. خوندن هر تجربه ای از سفر دیگران خیلی چیزها به آدم یاد میده و بنظرم خودش نصف جهانگردی حساب میشه :)