دلم میخواست آخر هفته رو میرفتیم کویر، ولی نِمِشِد. اصلیترین دلیلش هم اینکه که واقعا نمیتونم طولانی تو ماشین بشینم با این کمرم! و آسمونهای تاریک از ما خیلی دورن!
آخر هفته بارش شهابی برساووشی هست(البته که تبلیغات اینستا برای تور ، پاره کردن و باید خبر داشته باشید) که از قضا هیچ ماهی هم تو آسمون نیست! پس اگه یه آسمون با آلودگی نوری کم بهتون نزدیکه، حتما آسمون رو از ۲۱ مرداد تا ۲۳ مرداد نگاه کنید شاید چند تا شهاب دیدید.
من دوبار این پدیده رو دیدم و واقعا دیدنش لذتبخش و خفنه! وقتی یه شهاب آسمون شب رو پاره میکنه و یهو نور درخشانش پهنه آسمون رو پر میکنه! یبار تو کویر گرمسار ساعت ۲ شب رو سقف ماشین دراز کشیده بودیم(از ترس عقربها رو زمین😅) و زل زده بودیم به آسمون که یهو یه شهاب با نور فسفری همه جا رو روشن کرد، هنوز یادش میفتم انگار خواب بودم و نفسم میگیره!
خیلی از نقاط ایران آخر هفته ابری هستن ولی مناطق کویری احتمالا قشنگ میتونن آسمون رو دریابن! دلم برای آسمون شب تنگ شده انگار هزار ساله که ستاره ندیدم!
برای منی که خودم عاشق سفر بودم و یجورایی هستم و به نسبت میشه گفت زیاد هم سفر کردم چه خارجی چه ایرانی، خوندن سفرنامه خیلی لذتبخشه.. مخصوصا که سفرنامه به زبان خودمونی باشه و از زوایای جدیدی به یه مقصد نگاه کنه ..
چند سال پیش از "منصور ضابطیان" سفرنامه مراکشش رو خونده بودم بنام "چای نعناع" که خیلی دوست داشتم و کل کتاب رو تو چند ساعت خوندمش.
"مارک وَ پُلو" و "مارک دو پلو" مجموعه ای از سفرنامههای چندین کشوره، که از چای نعناع قدیمیترن و "استامبولی" سفرنامه یه سفر چند روزه به استانبول، درست بلافاصله بعد کروناست.
من اصلا خیال نداشتم استامبولی رو بخونم چون حس میکردم برای منی که ۱۴ بار رفتم استانبول احتمالا چیز جذابی نداره ولی چون کتابخونه این ۳ تا کتاب رو داشت دیگه گرفتمش. و خب باید بگم تو یه روز خوندمش و واقعا از زاویه دید دیگه ای استانبول رو دیدم و دوست داشتم. اون دو تا کتاب هم خیلی سریع خوندم. احتمالا هم بخاطر اینکه عاشق سفرم و هم اینکه روان و خوب نوشته شدن. خوندن هر تجربه ای از سفر دیگران خیلی چیزها به آدم یاد میده و بنظرم خودش نصف جهانگردی حساب میشه :)