باورم نمیشد دیروز بعد از مدتها که چیزی خیلی نتونسته بود خوشحالم کنه، یک عدد تخم‌مرغ کوچولو موچولو بتونه اینقد سرحالم بیاره🥹🥰

من اولین بارم هست که تو زندگیم مرغ دارم، یعنی حتی بچه هم که بودم جوجه نداشتم .. خلاصه که روزهای اول خودمم ازینا میترسیدم🤣 (از تجربیات مرغی‌تون استقبال میکنم)

 کوچولو بودن که اینارو خریدیم و هنوز به تخم نیفتاده بودن، دیروز برای اولین بار یهو یه تخم فسقلی وسط جاشون دیدم یعنی میخواستم کِل بکشم🤣 خیلی حس بامزه و جالبی داشت .. 

۶ تا مرغن، که احتمالا کار اون ۳ تای بزرگتر بوده بین اون سه تا به دوتاشون مشکوکم، چون ما خونه نبودیم که تخم کرده فعلا مادر تخم مجهوله😆

اسمشون هم به ترتیب سلسه مراتب اینه: 

قلدر، مشکی، کبری 😅

گُلی، عسلی و ریزه (این سه تا یه ماه کوچکترن)