پشت ویترین آدمها!

«من اناری را میکنم دانه، به دل میگویم:
خوب بود این مردم، دانههای دلشان پیدا بود.»
سهراب
یعنی آدم میفهمید بالاخره کی دوستت داره، کی ازت بدش میاد، کی حسودیش میشه، کی فقط ادا درمیاره، کی واقعا دلش باهاته.
اینهمه لازم نبود بشینی رفتار آدمها رو زیر و رو کنی، از یه جملهشون ده تا معنی دربیاری، آخرشم ندونی داری درست میفهمی یا نه!
به نظرم خیلی وقتها چیزی که آدم رو خسته میکنه بد بودن آدما نیست، همین نامعلوم بودنشونه. اینکه هی باید حدس بزنی تو دلشون چی میگذره.🫠
کاش واقعا دانههای دل آدما پیدا بود... حداقل تکلیف آدم زودتر روشن میشد.خلاص!