تنِ تبدارِ بلادی مِری🍸
دیدی اون لحظهای رو که از گرمای هوا کلافهای؟ هوا مرطوبه، شرجیه، خفهست؛ داغ و عصبیای، شاید حتی گرسنه و خسته هم باشی. بالاخره میرسی به مقصد، ولی هنوز تن و بدنت بیتاب و چسبناکه. هوای اونجا هم دقیقاً اون چیزی نیست که دلت میخواست، ولی خب… بالاخره جایی هست برای نشستن و یک نوشیدنی خنکِ پر از یخ؛ کمی ریلکسکننده، کمی تند، کمی ترش.

جرعهجرعه آرامش رو وارد خونت میکنه. همون بدن خسته و داغی که چند دقیقه قبل تحمل هیچی رو نداشت، کمکم انقباضش رو رها میکنه. انگار محیط قشنگتر میشه، حتی هوا هم از چند دقیقه قبل خنکتر به نظر میاد… حتی اون آدم روبهروت هم زیباتر میشه!
همون لحظه، هزاران بار تقدیم تو باد. ☺️🧡
تو ادامه فقط دستور کوکتل است برای اونایی که به کارشون میاد 😁
ادامه مطلب