میتونست امروز عروسیم باشه!
یه چیزی هست که هر کی میفهمه میگه عه واقعا؟🤨 من و شوهرم هیچ وقت عروسی نگرفتیم. ما توی دوران کرونا ازدواج کردیم. البته راستش قبل از اینکه رسماً ازدواج کنیم زندگی مشترکمون، خودش یواش یواش شروع شده بود. یه روز به خودمون اومدیم دیدیم انقدر زیر یه سقف هستیم و کنار هم بودن برامون عادی شده که عملاً زندگی مشترکمون خیلی وقته شروع شده ولی خودمون خبر نداریم🤣

عکس:شیرگاه ۱۴۰۱
بعد هم که دیگه تصمیم گرفتیم رسمیش کنیم ، کرونا اومد و دیگه خبری از جشن و عروسی نبود.😶🌫️
ولی از همون موقع گاهی حرفش بينمون بوده، اینکه یه روز نزدیک سالگرد آشناییمون یه عروسی کوچیک بگیریم که به خودمونم خیلی خوش بگذره، فقط یه جشن خودمونی با آدم های خیلی نزدیک و دوست های صميميمون.☺️
هر سال هم می شینیم تاریخ های رُند رو بررسی میکنیم ۲/۲/۱۴۰۲ از دستمون رفت چون اون موقع بحثش نبود.۳/۳/۱۴۰۳ هم همینطور ، رسیدیم به ۴/۴/۱۴۰۴ که گفتیم وای وسط تابستونه و خیلی گرمه ۵/۵/۱۴۰۵ هم که از اون بدتره (تجربه ثابت کرده هر کی وسط تابستون عروسی گرفته هم خودش هم بقیه رو زجر داده😅) و اصلا فکرش رو نکن.۶/۶ شاید بد نباشه اگه آمادگی داشته باشیم ولی فعلاً داریم به ۷/۷ يا ۸/۸ جدیتر فکر میکنیم که هم تاریخش قشنگه هم هوا خوبه ! از سالگردمون دوره ولی دیگه مهم نیست، مردم گناه نکردن ما تو مرداد آشنا شدیم🤣
فقط یه مشکل کوچولو هست... هر سالی که می گذره انگار یکی دو میلیارد تومن هم به هزینه ی این عروسی کوچولوی ما اضافه میشه( خدا لعنت كنه باعث و بانی رو🤬) واقعا معلوم نیست تا وقتی بالاخره تصمیم قطعی بگیریم این جشن قراره چقدر آب بخوره یهو دیدی بیخیال شدیم رفتیم مسافرت🤣 حالا یه شب تعداد مهمون حساب میکردیم در مختصرترین حالت ممکنه از طرف من ۳۰ نفر از طرف اون ۷۰ نفر ... ولی بازم هر چی از مهمون میکاهی به هزینه می افزایند🤷🏻♀️
خلاصه که ناراحت لباس عروس نپوشیدن خودم نیستم و کلا از بچگی خیلی از آرزوهام نبوده ولی باید یار رو با لباس دامادی ببینم چون دلبر میشه .. 🤭و صد در صد مثل روزای اول دل منو قنج میبره😝