برای اول مهر!

سالها پیش با مادرم یک شب تو بروکسل (بلژیک) موندیم! هتل خیلی اقتصادی بود و صبحانه نداشت، عازم بودیم و باید میرفتیم یه کشور دیگه ولی خب بیقهوه نمیشد، خیلی رندوم یه کافه دیدیم و دوتا قهوه سفارش دادیم، وقتی پیشخدمت آورد دیدیم تو سینی دوتا سیب هم هست ، باور کردنی نیست که آدم گاهی واسه دوتا سیب هم میتونه ذوق کنه 😁
پرسیدیم جریان چیه؟ که گفتن امروز روز اول مدارس هست( البته اونجا اول سپتامبر اول مدارسه) و به همین مناسبت به همه نفری یه سیب هدیه میدیم. حالا چرا سیب؟ چون سیب، نماد دانش و آگاهیه.
وقتی میگن سیب نماد دانش و آگاهیه، ریشهش بیشتر برمیگرده به برداشتی که از داستان آدم و حوا شکل گرفته. جالبه که توی خود کتاب مقدس اصلاً نگفته اون میوه سیب بوده، فقط گفته میوهی درخت شناختِ خوب و بد. ولی بعدها توی نقاشیها و ادبیات اروپا، این میوه رو بیشتر به شکل سیب نشون دادن و کمکم خودِ سیب شد نماد فهمیدن، کشف کردن و از دست دادن اون معصومیت و بیخبری اولیه.🍎
ایدهش یه جورایی اینه که قبلش آدم توی یه سادگی و بیخبری زندگی میکرده، ولی بعد از خوردن اون میوه، یه چیزهایی رو میفهمه که دیگه نمیتونه نفهمیده بگیره. و خب فهمیدن همیشه هم چیزِ راحت و قشنگی نیست، با خودش انتخاب میاره، مسئولیت میاره، شرم و حتی رنج هم میاره.🫠
برای همین سیب میتونه نماد اون لحظهای باشه که شروع میکنی به فهمیدن و دیگه راه برگشتی به قبلش نداری. انگار آگاهی همیشه یه بهایی داره.🙃
متاسفم که تو ایران مدرسه رو جوری طراحی کردن که اکثریت دوسش نداشتن و ندارن و واقعا هم حق دارن ولی مدرسه رفتن میتونه اون روزِ آغاز کشف و شهود و استقلال باشه برای آدم. برای من اینجوری بود و کاش بقیه هم اینجوری تجربهاش کنن.