یَک‌دانه دوستِ دُردانهء تَک‌دانه دارم که الان قریب به ۱۵ سال هست دوستیم! از همین وبلاگ (البته دقیقا همین نه، اونی که در بیان داشتم با همین نام) دوست شدیم. ازش ۷ سال بزرگترم! آقا من رشد و بالندگی اینو دیدم و چقدر از روند تغییراتش و استقلالش و کارهایی که برای ارتقای خودش با حداقل فرصت و ابزارهایی که داشت ، انجام داد، در این سال‌ها حض وافر بردم! آرزوم بود همیشه نزدیک بودیم.هعیییی🫠

چون همیشه تو دو تا شهر مختلف بودیم( تو این ۱۵ سال اون شهرش ثابت بوده ولی من ۵ تا شهر عوض کردم🤣) بیشتر این مدت دوستیمون دور بوده ولی این وسط کلی خاطره ساختیم سفر داخلی و خارجی(ارمنستان) رفتیم ! مهمونی و گشت و گذار رفتیم. چه مسافت‌ها و کوچه و خیابونهایی که گز نکردیم. 

دیشب با پارتنرش اینجا بودن و امروز رفتن، موقع خداحافظی بهش گفتم هر موقع هر کاری داشتی زنگ بزن. ما دوریم ولی قلبمون خیلی نزدیکه.. 🥲

دوسش دارم و خیلی خوشحالم که این رفاقت رو طولانی حفظ کردیم.👭🏻

این نون خمیرترش هم مامانش برام پخته بود که سوغاتی بیاره!😍 حالا چرا؟ چون دو سال پیش مامانش علاقه‌مند به نون پختن شده بود من بهش گفتم بهش بگو نون خمیرترش درست کنه خیلی مفیدتره.. و خب بلد نبود خلاصه من راهنمایی کردم و یسری فیلم و آموزش فرستادم! الان دیگه استاد شده .. خلاصه به پاس اینکه من تو این مسیر قرارش دادم برام نون فرستاده، عایا این قشنگ و دلبرانه نیست🥰🥰🥰🥰