رفیق سیری چند؟

واقعا از پرسیدن یکطرفه حالِ "مثلا" دوستام خسته شدم !!! ۹۰ درصدشون در طول این جنگ کلا انگار نه انگار که رفاقتی بوده و فقط بصورت یکطرفه من حالشون رو پرسیدم!!! این جنگ کنار همه چیزاش عیار دوستی‌ها رو هم مشخص کرد! درسته که آدم میفهمه که خیلی تنهاست ولی دقیقش اینه که میفهمه همیشه تنها بوده و فقط فکر میکرده که رفیق داره!

صبر!

چیزی که دنیای دیجیتال از ما گرفت فقط تمرکز نبود! دوپامین و پاداش لحظه‌ای واهی ، صبر مارو گرفت! صبر مهمترین عنصر طبیعت برای دیدن نتیجه هر چیز و هر کاریه!!! 

انگار این روزها مردم به ماکروویو و زودپز خیلی عادت کردن ، همه چیز رو سریع میخوان! یادشون رفته که در قدیم آدم واسه جا افتادن یه آبگوشت هم باید صبر میکرد چه برسه به تغییرات بزرگ ... صبر ! صبر خیلی مهمه ... یه گوشه آرام به انتظار نشستن .. مهمترین مرحلهء دیدن نتیجه است. 

قدم بهار مبارک!

سالیان سال نوروز اومده و رفته! طبیعت نو میشه و کائنات کار خودش رو میکنه ! 

چه در سال‌های قحطی ، چه جنگهای مغول چه شکوه تخت‌جمشید! ایران بوده ، بهار بوده و چرخ روزگار سخت و آسون چرخیده! 

وقتی به این فکر کنیم که ما تو این دنیای لایتناهی یه نقطه بیشتر یا در حد یه اتم ریز هستیم آرامش میگیریم. ما در مقابل این کهکشان بزرگ هیچی نیستیم ، غصه نخوریم و همراه طبیعت،اومدن بهار رو جشن بگیریم حتی اگه تو این شرایط سخته :) 

پاینده مادر زمین ، پاینده ایران و به امید روزهای بهتر 💜🌱 

نوروز بر شما خجسته بادا🌸

هفت‌سین رو هر جوری بچینی قشنگ میشه ، حتی تو شرایط جنگی بدون ظرف و امکانات و وقتی تو خونه خودتم نیستی . بجای سمنو هم سوهان گذاشتم دیگه هر دو از جوونه گندم درست میشه 😁 قربه‌الی‌الله.

آقا شما بیخیال شو!

کاش بلاگیکس آپدیت نمیکرد، تازه داشتیم به اون آش شله‌قلمکار قبلی عادت میکردیم که باز مارو مورد فیض قرار داد و چند تا کوچه بن‌بست ایجاد کرد که از اول گم بشیم توش!!!!

دربون جهنم!

از مسئولین خواستارم روند انتقال عزیزان رو سریعتر کنه . چون در حال تدارکات مهمونی جهنم هستیم و انتظار داریم عزیزان در جشن دور هم باشن تا بتونن لذت وافر و کافی رو از مراسم ببرن. 

کِش!

جدای اینکه شبها تقریبا هر دوساعت از خواب میپرم (اینجا صدا نداریم ) ، صبحها هم ۷ صبح بیدار میشم.

ولی اصلا دلم نمیخواد از رختخواب پاشم! چون  در نبود اپلیکیشنهای زمان‌خوار ، اونقد روزها کشداااار و طولانی میگذره که اگه از ۷ صبحم پاشی دیگه این کِش قشنگ دوبرابر میشه .. برا همین تا ۹ تو تخت میمونم و کتاب  یا وبلاگ بقیه رو میخونم. 

 

چهارشنبه چه سوری!

رفیق ! دستت را بده بیا باهم ازین آتشی که به جانمان افتاده ، بپریم! شاید زردی ما از او و سرخی او از ما شود! شاید ازین خاکستر ققنوس برخیزد! و برفراز ویرانه‌های سرزمینمان پرواز کند !

قلعه وحشت

مثل کسی که در خانه‌ای قفل شده، گیر افتاده و هر روز به تعداد پنجره‌های مهر و موم شدهء خانه اضافه می‌شود! از هر روزنه‌ای کمی هوا میاید ، فردا اژدهای هفت‌سر با یک تنوره، روزنه را می‌سوزاند و به خاکستر تبدیل می‌کند! کابوس خاکستریه طولانی‌ای شده است! کاش سپیده بزند !   

هلپ می!

لطفا چند تا کتاب بهم معرفی کنید که خودتون حین خوندنش از دنیای واقعی جدا و حسابی غرق در داستان شدید! 

یسری کتاب هستن که موقع خوندنشون انگار وارد دنیای دیگه‌ای میشی و با شخصیت‌های داستان تا پایان، زندگی میکنی،و حتی بعد اتمام کتاب دلت واسه اون دنیا تنگ میشه،  ازون کتاب‌ها لطفااااااااا🥹

تولد!

همیشه تولدم این موقع از ساله که همه مشغول خونه‌تکونی و کارهای ضرب‌العجلی آخر سال بودن! معمولا نصف کسایی که دعوت میشدن به یه بهونه‌ای نمیومدن ! دوستام غر میزدن که آخه الان چه وقت متولد شدن بود !!! خلاصه عادت دارم به بدموقع بودنش! 

اما امسال دیگه تنهاترین شب تولدمه.. تو این ۳۹ سال این اولین ساله که تولدم هیچکدوم از عزیزانم حتی کنارم نیستن.. مگه جنگه؟ بعله جنگه دیگه چه میشه کرد.

فردا خودم رو به همین مناسبت یه ماساژ مهمون کردم که شاید بشوره ببره :)

برف پارووو مئ‌کنیم!

هر وقت فکر کردی خیلی ورزشکاری ۵۰ سانت برف رو از ۴۰ متر حیاط پارو کن :)))

اونوقت میفهمی که علاوه بر دستهات که از درد آروم نمیشن ، عضلات زیر بغل ، پشت کتف، کول و چهارسر رانت هم گرفته و کمرت هم به صدا در میاد ! بعله 😁

سرعت بهار!

بعد از دو روز، آفتاب از پشت ابر درومد و با سرعت باورنکردنی برفها شروع به آب شدن کردن! 

همیشه در حوالی بهار سرعت طبیعت زیاد میشه! 

شاید صدای تیک تیک آب شدن برفها ، نوید این باشه که سیاهی و بدشگونی هم به همین سرعت از سرزمینمون رخت برببنده. چون بهار نزدیکه و بهار همیشه فصل زندگیه.

غمگوز

امشب خیلی ناامیدم! نمیدونم از اخبار آخر شبی بود ، یا خبر بمب خوردنِ خونه باغ همسایمون که اصلا نزدیک هیچ مکان نظامی یا مشکوکی هم نبوده و صرفا فقط زدنش!!! یا که pms -_-

شاید هم ترکیب نافُرمی از هر سه! :-[

دوران اوج!

این چند روز که به خاطر توفیق اجباری بیان و نبود نت برگشتم به دنیای وبلاگها و دارم میچرخم و میخونم خیلی برام جالبه! یسری جوان جویای نام اینجان که به پنج ، شش سال پیش میگن دوران اوج ! وقتی میخونم فقط میتونم بخندم ! 

دوران اوج وبلاگ خیلی قدیمی‌تر از این حرفهاست ! مال اون زمانه که ما هنوز با dial up به نت وصل می‌شدیم و ملت رو وبلاگشون آهنگ پیشواز میذاشتن :) 

چه غولهایی تو وبلاگ می‌نوشتن و چه گنگ‌ بازی‌ای بود .. بیشتر اینایی که الان وبلاگ مینویسن و غصه وبلاگشون رو میخورن اون زمان‌ها یا تازه دبستانی بودن یا حتی بدنیا اومدن! به عنوان کسی که با سکه ۲۵ تومنی سوار تاکسی میشدم که برم دانشگاه باید بگم دوران اوج گذشت و عمر گران رفت! 

هواشناسی

در کشوری که حتی هواشناسی‌اش وابسته به خارج است دم از استقلال نزنید جون عمه‌هاتون. یه سایت نمیتونی پیدا کنی که اخبار هواشناسی درست زده باشه

در گوشه‌ای از کشورمون فعلا کریسمس شده 😄